كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

20

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و همچنين امير شيخ ابراهيم و امراى اطراف اجازت يافتند و ميرزا عمر امير جهانشاه جاكو را كه ملازم بود ، از راه گوگچه تنگيز « 26 » به جانب قراباغ فرستاده متوجه دار الملك تبريز شد . مردم نخجوان از جمعى مفسدان كه قلعهء آلنجق را پناه ساخته خرابى مىكردند شكايت نمودند . و حضرت صاحبقران ، در وقت تفويض آذربايجان به ميرزا عمر فرموده كه آلنجق را خراب كند . ميرزا عمر پيش امير جهانشاه فرستاد كه قلعه را ويران سازد و در حدود دراقره شكاركنان مىرفت تا در دوم ربيع الآخر به شنب غازان نزول فرمود . اكابر تبريز استقبال نموده همه را به تشريفات فاخر مستظهر گردانيد و چند روز در تبريز گذرانيده اوايل فصل خزان از راه پيشكين واهر ، مصرع عازم قشلاق قراباغ شد و در حدود اهر ، با آن‌كه اول خريف بود ، سه روز برف و باران و صاعقه چنان قوى شد كه مجال حركت نماند و بيست و دوم جمادى الأولى به قراباغ در يورت ده عمران شادروان عظمت ارتفاع يافت و امير شيخ ابراهيم از جانب شروان آمده چند تقوز « 27 » اسب و استر و شتر و غلامان و جانوران و اجناس به رسم پيشكش به عرض رسانيد و اجازت يافته به مملكت خود بازرفت و ميرزا عمر آن زمستان به عيش گذرانيده آخر سال خبر آمد كه حضرت صاحبقرانى جهان فانى را وداع فرمود . ذكر عصيان امير جهانشاه جاكو و كشته شدن او چون خبر واقع محقّق شد ، جمعى مفسدان امير جهانشاه را بر آن داشتند كه

--> ( 26 ) . تنگيز ، دنگيز ، دنيز به معناى درياست و گوگچه دنگيز همان درياچهء گوكچه امروزى است . ( 27 ) . تقوز به معناى عدد نه است كه در نزد تركان عدد مورد توجهى بوده و هدايا را براساس آن تقديم مىكرده‌اند .